سايت خبري و تحليلي جنوب ايران نيوز : گزارشي از مسمومان الكلي در بيمارستان: با حال بد رضايت مي‌دهند و فرار مي‌كنند
دوشنبه، 16 مهر 1397 - 16:52 کد خبر:38179
تخت‌هاي اورژانس بيمارستان شهيد رجايي كرج جز يكي دو تا همه پر است. جايي كه مسمومان الكل استان البرز آنجا بستري شده و چشم انتظارند حالشان خوب شود. مثل روز قبل از الكل. سرپرستار تا مي‌شنود دنبال‌شان مي‌گردم شماره تخت‌ها را پشت سر هم رديف مي‌كند: 14، 15، 25، 27 و...

 ايران نوشت: بعضي‌ها مي‌گويند اپيدمي و بعضي‌ها هم اسمش را گذاشته‌اند موج. الكل همه چيز را برد هوا و وعده آن شعر معروف، درست از آب درآمد كه «شب شراب نيرزد به بامداد خمار» بامداد خمار اما اين بار خيلي جدي بود. مشروبات الكلي مسموم از بندرعباس تا بجنورد، كرج و بعد هم ياسوج و گچساران قرباني گرفت و خواندن آمارش يكي از كارهاي ترسناك روزانه شد. آماري كه خيال نداشت تمام شود و تن همه را ‌لرزاند.
 
تخت‌هاي اورژانس بيمارستان شهيد رجايي كرج جز يكي دو تا همه پر است. جايي كه مسمومان الكل استان البرز آنجا بستري شده و چشم انتظارند حالشان خوب شود. مثل روز قبل از الكل. سرپرستار تا مي‌شنود دنبال‌شان مي‌گردم شماره تخت‌ها را پشت سر هم رديف مي‌كند: 14، 15، 25، 27 و...
 
شب قبل 14 بيمار جديد آورده‌اند. درست زماني كه پزشكان بيمارستان فكر مي‌كردند موج تمام شده و آرام گرفته است. نگاهي مي‌اندازم به دورتا دور اورژانس و تخت‌هايي كه شماره‌هايشان را سرپرستار خوانده است. بيشترشان جوان هستند و خانواده‌ها سراسيمه و نگران بالاي سرشان اين پا و آن پا مي‌شوند و منتظرند دكتر برسد. سرپرستار مي‌گويد بعضي‌هايشان مشكلات بينايي جدي پيدا كرده‌اند. مي‌خواهم بروم سراغ يكي‌شان كه مي‌گويند مشكل بينايي‌اش جدي شده اما روي تخت خوابش برده است.
 
مي‌روم به سمت دو تختي كه مي‌گويند از همين تازه واردها روي آن استراحت مي‌كنند. روي يك تخت پسري جوان و بي‌قرار دراز كشيده و روي تخت ديگر دو نفرشان نشسته‌اند. عليرضا 26 ساله مدام مي‌نشيند و دراز مي‌كشد و مي‌گويد: «چرا چشم‌هايم تار مي‌بيند؟ تا ديشب كه اين سرم‌ها را نزده بوديد اين طوري نبود.»
 
سرپرستار مي‌گويد: «سم كم كم دارد خودش را نشان مي‌دهد. بايد تحمل كني. بهتر مي‌شوي.» آن دو نفر كه روبه‌رويش نشسته‌اند دوستانش هستند. هر دو هم اسم‌شان حسين است. يكي 21ساله و آن يكي 22 ساله.
 
سه روز پيش در يك ميهماني مشروب خورده بودند. كنار 4،5 نفر ديگر و هركدام چند ليتر. مشروب را از همان كسي خريده بودند كه هميشه مي‌خريدند، مثل هميشه. اما اين بار همه چيز بهم ريخته بود. عليرضا مي‌گويد: «3 روز خواب بوديم. هيچي نخورديم. يعني بيدار مي‌شديم و چيزي مي‌خورديم اما همه را بالا مي‌آورديم و دوباره مي‌خوابيديم. گيج بودم، سرگيجه داشتم و هيچي نمي‌فهميدم.» بالاخره خانواده‌ها ترسيده بودند و بچه‌هايشان را رسانده بودند بيمارستان.
 
حسين 21 ساله مي‌‌گويد: «ديشب چشمم هيچي نمي‌ديد. همه چيز را بالا مي‌آوردم. الان ولي ديد چشمم بهتر شده.» روي دستانش آنژوكت است و سرپرستار مي‌گويد يك بار دياليز شده تا حالش كمي بهتر شود اما حسين 22ساله هنوز اجازه نداده دياليزش كنند و مي‌گويد حالش خوب است و مي‌خواهد برود خانه. چشمانش نگران است و دو دو مي‌زند. روي دستانش تا آرنج پر از خالكوبي است و پوست دست‌ها را نمي‌شود ديد. مي‌پرسم قبلاً هم حالت بد شده بود؟ مي‌گويد: «نه هيچ وقت. بقيه دوستان‌مان كه باهم ميهماني بوديم از ترس‌شان آمدند و تست دادند اما حال همه‌شان خوب بود. فقط ما سه تا اين طوري شديم.»
 
مادر عليرضا روبه‌روي تختش ايستاده و سعي مي‌كند خيال پسرش را راحت كند كه چشمش دوباره خوب مي‌بيند. مي‌گويد: «شما را به خدا بنويسيد از اين چيزها نخورند.» از عليرضا مي‌پرسم خيلي وقت است مشروب مي‌خوري؟ مي‌گويد: «10 سالي هست. تفريح نداريم خب. هيچ وقت هم حالم بد نشده. فقط يك بار دلم درد گرفت آن هم چون بيش از حد خورده بودم. من نشنيده بودم اين طوري شده و در شهرهاي ديگر هم همه مسموم شده‌اند وگرنه نمي‌خوردم.»
 
يك لكه خاكستري بزرگ
 
چند تخت آن طرف‌تر محيا دراز كشيده و پرده‌هاي دور تختش را كشيده‌اند. شال سفيدش را هم روي سرش انداخته. روي رگ گردنش شالدون گذاشته‌اند تا دياليزش كنند. 26 ساله است و به گفته خودش از 2 سال پيش مشروب مي‌خورد. گاهي تنها و گاهي هم با دوستانش. اين بار هم با دو دوست ديگر خورده‌اند. هر كدام 2 ليتر: «پنجشنبه هفته پيش وقتي خودم خانه تنها بودم خوردم. يادم مي‌آيد زياد حالم خوب نبود. حتي يك دفعه حالت تهاجمي پيدا كردم و تمركز هم نداشتم. زياد يادم نمي‌آيد اما مي‌دانم تا اين حد حالم بد نشد و كمي كه گذشت بهتر شدم. اين بار با دوستانم بوديم و شب در خانه ما خوابيدند. حال‌شان اصلاً خوب نبود. حالت تهوع داشتند و گيج بودند. من هوشيار بودم و دوبار بردم‌شان درمانگاه اما آنجا گفتند آنفلوانزاست و سرم و آمپول زدند. برگشتيم خانه اما حال‌شان بد بود.»
 
دوستان محيا گاهي مثل آدم‌هاي عادي مي‌نشستند و حرف مي‌زدند و گاهي دوباره به همان حال بد مي‌افتادند تا اينكه بالاخره حالتي شبيه تشنج پيدا مي‌كنند و اين حسابي محيا را مي‌ترساند. وقتي اورژانس مي‌رسد دوستانش دوباره مي‌نشينند و مي‌گويند حال‌شان خوب است!
 
حال محيا هم خوب نمانده و كم كم بد شده بود: «سرگيجه داشتم و بي‌حال بودم. حالت تهوع شديد هم داشتم اما قبلش آنقدر نگران دوستانم بودم كه خودم يادم رفته بود. چشمم هم تار شده بود.»
ميان حرف‌هايش پزشك مي‌آيد بالاي سرش و پرونده‌اش را دوباره بررسي مي‌كند و مي‌پرسد چشمت چطور است؟ محيا مي‌گويد روي چشم راستش يك لكه خاكستري بزرگ هست و مي‌پرسد: «خوب مي‌شوم؟» پزشك مي‌گويد: «اميدواريم. درمانت تقريباً 13 روز طول مي‌كشد. دو سه روز اينجا و بعد هم در خانه.»
 
محيا مي‌خواهد برود خانه اما پزشك مجابش مي‌كند كه بماند و نرود. وقتي پزشك مي‌رود مي‌پرسم از دوستانت خبر داري؟ مي‌گويد: «نمي‌دانم. هيچ كس درست جوابم را نمي‌دهد. از هر كسي مي‌پرسم، انگار دروغ مي‌گويد.»
 
خودتان را به بيمارستان برسانيد
 
بيمارستان شهيد رجايي مركز تخصصي مسموميت استان البرز است. براي همين مسير اكثر كساني كه اين روزها با الكل آلوده مسموم شده‌اند، به اين بيمارستان ختم مي‌شود. به گفته دكتر مرتضي غوغايي، رئيس بيمارستان، اين دومين موج مسموميت با الكل در البرز است.
 
اولي شهريور كه 30 بيمار داشته و 2نفرشان فوت كردند و بيشترشان دياليز شده‌اند. و اين بار هم موج دوم: «موج دوم از 29 يا 30 شهريور شروع شد. تا به حال 61 بيمار داشته‌ايم كه 30 نفرشان در بيمارستان مانده‌اند و بقيه يا خوب شده و رفته‌اند يا با رضايت خودشان مرخص شده‌اند يا فرار كرده‌اند.
 
چون يا خودشان توزيع كننده بوده‌اند يا به دوستان‌شان مشروب داده‌اند و مي‌ترسيدند آنها مشكل جدي پيدا كنند و شكايت كنند. اما چون درمان‌شان كامل نشده ممكن است با حال بدتر دوباره به بيمارستان بيايند و اين بار نشود كاري برايشان كرد. براي همين مي‌گوييم هركسي كه بعد از مصرف مشروبات الكلي علائمي دارد بايد سريع به مراكز درماني مراجعه كند.» از 31 نفري كه در بيمارستان شهيد رجايي مانده‌اند، 4 نفر فوت شده و حدود 20 نفر دياليز شده‌اند.
 
كساني كه به بيمارستان آمده‌اند علائم متفاوتي داشته‌اند؛ از تهوع، استفراغ و درد شكم گرفته تا اختلال بينايي و تغيير سطح هوشياري. البته دكتر غوغايي مي‌گويد: «مسموميت با الكل ممكن است تا 24 يا 48 ساعت بدون علامت باشد و به تدريج خودش را نشان دهد. براي درمان‌شان اگر نياز داشته باشند آنها را دياليز مي‌كنيم كه احتمال عوارض مسموميت كمتر شود. اگر به موقع آمده باشند و مصرف‌شان كم باشد معمولاً با يك تا 2 مرتبه دياليز حال‌شان بهتر مي‌شود در غير اين صورت ممكن است با اين دياليزها جواب نگيريم. در همين موج مريض‌هايي با حال بد در آي‌سي يو بستري و به دستگاه تنفسي وصل شدند.»
 
به گفته دكتر غوغايي از مشروبات الكلي آلوده نمونه گرفته شده و مشخص شده الكل صنعتي يا متانول داشته‌اند كه كشنده است. او مي‌گويد: «مصرف الكل در هر حالتي و به هر شكلي عوارض دارد و در بلند مدت مشكل ايجاد مي‌كند اما اگر هم در فرآيند توليدش اشكالي وجود داشته باشد ممكن است الكل صنعتي يا متانول ايجاد شود كه مسموميت ايجاد مي‌كند. البته بحث سودجويي هم هست. مثلاً به مشروب داروهايي از بنزوديازپين‌ها مثل آلپرازولام يا حتي استامينوفن مي‌زنند كه اثرات خواب‌آور و گيج كننده بيشتري داشته باشد و بتوانند با قيمت بالا بفروشند. حتي شنيده‌ام مقدار كمي مرگ موش اضافه مي‌كنند كه حالت نشئگي يا گيجي ايجاد كند.»
 
به گفته او بيماران‌شان كه با الكل مسموم شده بودند از 17، 18 ساله بوده‌اند تا 50و چند ساله اما بيشترشان جوان و بين 20 تا 30 ساله بوده‌اند هرچند بسياري از قربانيان از ترس به بيمارستان نمي‌آيند و در نهايت زماني به بيمارستان مراجعه مي‌كنند كه ممكن است دير شده باشد و عوارض آن برايشان ماندگار شود حتي مشكلات بينايي و كليوي. بيمارستان را با هزار و يك سؤال ترك مي‌كنم اما مدام اين شعر سعدي در ذهنم مي‌پيچد كه «به راحت نفسي، رنج پايدار مجوي/ شب شراب نيرزد به بامداد خمار»