پايگاه خبري نگاه جنوب ايران نيوز : قرار نبود بعد حاج قاسم همه‌چي آرام شود
پنجشنبه، 26 دی 1398 - 02:08 کد خبر:41564
كميل خجسته


 كميل خجسته در يادداشتي نوشت: اگر در احد بوديم چه به پيامبر مي‌گفتيم؟ پيامبر چه مي‌كرد؟ نه اينكه كسي نبود و چيزي نگفت. نه اينكه پيامبر چيزي نگفتند. به پيامبر بدترين ها را گفتند. همان اول كار يك لشگر خودش را كند و از پيامبر راهش را جدا كرد و به شهر برگشت. 
 
ماجراي احد را هم همه بلديم. اما اين جنگ، يك قسمت ديگر هم داشت. وقتي جنگ تمام شد و سپاه مجروح و زخمي با بدن اربا ارباي حمزه سيدالشهدا برگشت، شبش، براي پيغمبر خبر آوردند كه يك عده از مشركين، به اين فكر افتاده‌اند كه حالا حمله كنيم و كار مسلمانها را تمام كنيم. در شهر هم اهل نفاق شايعه كردند كه همه عليه شما شده‌اند تا دل مردم را خالي كنند. نه مردم عادي را، مردمي كه وحي را ديده بودند. پيامبر نازنين را ديده بودند. بدر را ديده بودند. دل آن مردم را كه «ال�'ذين قال لهم الن�'اس ان�' الن�'اس قد جمعوا لكم فاخشوهم».
 
 پيغمبر مردم را در مسجد جمع كردند. فرمودند: شنيدم دشمن در فلان نقطه اجتماع كرده؛ منتظر است كه شما غفلت كنيد، به شما حمله كند. بايد همين امشب برويد آنها را تارومار كنيد. گفتند: حاضريم يا رسول‌اللَ�'ه! فرمود: نه؛ فقط كساني كه امروز در جنگ احد بودند، آنها بايد بروند. يعني همانهايي كه خسته‌اند، همانهايي كه از صبح تا شب جنگيدند، همانهايي كه بدنشان هم زخمي است، بايد بروند؛ هيچ كس غير از اينها نبايد برود. آن‌ها، بلافاصله جمع شدند كه فَزادَهُم إيمانًا انگيزه و ايمان جامعه انقلابي پيامبر بيشتر هم شد. «و قالوا حسبنا اللَ�'ه و نعم الوكيل»؛ گفتند خدا كافي است.  
 
 پروژه آشوب در ايران در حال پيگيري بود. آبان خودش را نشان داد. بعد از آن هم 3 عمليات تروريستي بزرگ را كه ما در رسانه‌ها مي‌دانيم عليه منافع ملي كشور، امريكايي‌ها انجام دادند و حاج قاسم و ابومهدي را در عراق و در يمن به گزارش واشنگتن‌پست يك فرمانده ديگر قدس را هدف قرار دادند كه البته آن يكي ناموفق بود. ما آماده بوديم تا پروژه آشوب براي دي و بهمن خودش را بازسازي كند. درست مثل الگوي ناموفق تابستان داغ 97 بعد از دي 96 كه خون حاج قاسم معجزه كرد.
 
در جنگيم. صحنه روشن است و مرد ميدان «سپاه» دارد با خون و آبرويش، با جسم و جانش خط اول نبرد را پر مي‌كند تا مبادا تركي بر دارد چيني نازك تنهايي من و حالا يك عده زمين‌گير 72ساعت تاخير در اعلام هستند؛ سپاه كه پيش مي‌رود. 
 
اين چيزهايي كه اين يكي‌دو روز در كف خيابان است قرار بود سنگين‌ترش را ببينيم كه خون حاج قاسم معجزه كرد. موشك سپاه به عين‌الاسد هم جسارت امريكا را غلاف كرد و گرنه اين را پاياني نبود. 
 
نبرد عوض نشده است. آن‌ها در امتداد پروژه‌شان مي‌خواهند القاي انزوا كنند. تعجبي ندارد از پست‌هاي پناهندگي آن ورزشكار خانم كه به بركت ارزش دادن انقلاب به زن روي سكو بود و آن بازيكن كه بعد از راهيابي ايران به المپيك(جالبست واقعا!) از سياهي مي‌نويسد. البته آن‌ها حتما نمي‌دانند داخل چه پروژه‌اي قرار دارند. حتما بيرون‌كشيدن برخي فيلم‌ها از جشنواره رخ مي‌داد چه به اين بهانه چه به آن بهانه. مهم حضور سفير انگليس جلوي دانشگاه اميركبير رحمت‌الله عليه است. مهم توييت فارسي ترامپ است. مهم توييت پمپئو است «كه اعتراضات ادامه دارد» و ما مي‌دانيم كه كندن عكس حاج_قاسم از روي ديوار از كينه است كه عجب پروژه‌اي را ناكار كرد.
 
قرار نبود بعد حاج قاسم همه‌چي آرام شود. حاج قاسم ما را محكم‌تر كرد. خون او در رگ‌هاي جديدي آمده است تا مقاومت عزيز و پيروز شود.