صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
سه شنبه، 29 خرداد 1397 - 14:45   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  بهترین ماده خنک کننده بدن در تابستان
  کاهش ۶ درصدی داوطلبان کنکور سراسری امسال در هرمزگان
  آغاز برداشت میگوی پرورشی در هرمزگان
  سالگرد حمله موشکی سپاه به داعش  
  ارز ۴۲۰۰ تومانی به سه اولویت محدود شد
  معضل اصلی در برخورد با قاچاق در مرزها، عدم هماهنگی دستگاه‌ها است/ اختصاص 150 میلیارد تومان اعتبار برای مبارزه با قاچاق
  جمع‌آوری 33میلیارد ریال زکات‌فطریه در هرمزگان
  کشف بیش از ۳۲ تن انواع مواد مخدر در کشور در دو هفته/ سهم 42 درصدی 3 استان کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان
  کنگ‌زنی‌ساخت‌بیمارستان‌جدید بندرعباس  
  سودجویان اقتصادی آماده برخورد قاطع مالیاتی باشند
  شبیخون ارزی تاریخی به جیب یک ملت!
  فعالیت 3 هزار جهادگر هرمزگانی در دوران دفاع مقدس/ جهادگران مظلوم‌ترین گروه در جبهه‌ها بودند
  نمایندگان مجلس به دیدار رهبری می‌روند
  جزئیات تازه از کارتخوان‌های جدید سوخت
  کشف ۲۴هزار لیتر سوخت قاچاق در بندرخمیر
- اندازه متن: + -  کد خبر: 36146صفحه نخست » آخرین اخبارپنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 12:24
ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
روزنامه ایران زندگی زنی را که شوهرش به او خیانت کرده، گزارش کرده است.
  

در این گزارش آمده است:
 
«آرش» دوست برادرم بود، او را خوب می‌شناختم و از مشکلات زندگی‌اش باخبر بودم. چند ماه پس از جدایی از همسر اولش به خواستگاری‌ام آمد. خانواده‌ام او را قبول داشتند و می‌گفتند بعد از نامزدی ناموفقی که داشتم «آرش» می‌تواند گزینه مناسبی باشد! مراسم خواستگاری و عقد ما در زمان کوتاهی انجام شد و تاریخ عروسی‌مان را نیز تعیین کردیم. همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» می‌گذشت بیش از حد به او علاقه‌مند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از 20 بار به او زنگ می‌زدم یا برایش پیامک می‌فرستادم.
 
آن شب شوم هم در خانه تنها بودم که دلم هوایش را کرد. خواستم با او تماس بگیرم اما ساعت از نیمه شب گذشته بود. برای اینکه مطمئن شوم بیدار است برایش پیامک عاشقانه‌ای فرستادم، پیام ارسال شد. اما هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که گوشی‌ام زنگ خورد. عکس «آرش» روی صفحه آمد. سریع دکمه سبز گوشی را زدم که صدای جیغ و فریاد زن جوانی شوکه‌ام کرد. او مدام فریاد می‌زد: «این وقت شب با شوهر من چه کار داری؟...» او حتی اجازه نمی‌داد من حرف بزنم. بد و بیراه می‌گفت، آنقدر عصبانی بود که حتی نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم. با شنیدن کلمات آن زن خشمگین، بی‌اختیار گریه می‌کردم. باور اینکه «آرش» به من خیانت کرده بیشتر شبیه کابوس بود. صبح روز بعد با آن زن در پارکی قرار گذاشتم. زودتر از ساعت قرارمان خودم را رساندم. هزار فکر و خیال عجیب در سرم بود. با اینکه نمی‌خواستم خیانت «آرش» را باور کنم اما دوست داشتم بدانم آن زنی که او به من ترجیح داده چه کسی است.
 
مانند دیوانه‌ها راه می‌رفتم. هر زن جوانی را که می‌دیدم دلم فرو می ریخت، تپش قلب گرفته بودم. زمان آنقدر کند می‌گذشت که هر دقیقه مانند یک ساعت سپری می‌شد. این انتظار طولانی و دیوانه‌کننده ساعت 11 صبح به پایان رسید.
 
زن ریزنقش با صورتی ظریف و زیبا به سمتم آمد. با وجودی که مطمئن نبودم خودش باشد اما حسی عجیب مرا به سوی او می‌کشاند. ناخواسته از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم. عینک آفتابی زده بود و نمی‌توانستم متوجه زاویه نگاهش شوم. چند قدمی با هم فاصله داشتیم که پرسید: «شما، «ترنم» هستید؟» با شنیدن نام خودم از زبان او، اشک هایم سرازیر شد. انگار باید باورم می‌شد که آشیانه خوشبختی‌ام ویران شده. «شیدا» در بحبوحه اختلاف‌های «آرش» و همسر اولش با او ازدواج کرده بود. اما به اصرار «آرش» پنهانی در خانه‌ای زندگی می‌کردند. دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم، به هق هق افتاده بودم. پس من زن سوم «آرش» بودم... آن لحظات تنها همه اتفاقات، چرب زبانی‌های «آرش» و وعده و وعیدهایش مانند فیلم از جلوی چشمانم می‌گذشت و تحمل این درد را برایم سخت‌تر می‌کرد.
 
باید کاری می‌کردم، ما فقط چند روز به عروسی‌مان مانده بود. بعد از آن نامزدی ناموفق، به هم زدن مراسم فقط آبروی من و خانواده‌ام را می‌برد. اما باید انتخاب می‌کردم؛ زندگی به‌عنوان زن سوم یا تحمل حرف و حدیث‌های تمام نشدنی فامیل و اقوام...هنوز اعضای خانواده‌ام از این ماجرا خبر نداشتند و من هم نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. یک روز بعد دوباره زن آرش به من زنگ زد. او هم حالش بهتر از من نبود و حوصله حرف زدن نداشت. تنها چند جمله گفت و قطع کرد: «خانم؛ من تصمیمم را گرفته‌ام و از «آرش» جدا می‌شوم. دیشب همه چیز را به او گفتم و قرار شد ماهانه یک ربع سکه به‌عنوان مهریه بدهد و از هم جدا شویم...» گناه «آرش» نابخشودنی بود اما با وجود همه آن اتفاقات دوستش داشتم. آن موقع احساس کردم بهترین کار این است که این راز را پیش خودم نگه دارم... مراسم ازدواج‌مان طبق برنامه پیش رفت و ما زیر یک سقف رفتیم اما بعد از آن اتفاق، فکر و خیال مانند خوره به جانم افتاده، به همه تلفن‌ها و پیام‌های «آرش» مشکوکم. می‌ترسم سرنوشت من هم مانند دو زن دیگرش شود. شب‌ها کابوس می‌بینم و شرایط هر روز برایم سخت‌تر می‌شود. نمی‌دانم چگونه باید از این شرایط خلاص شوم.

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
|    | 1397/1/26 - 07:55 |     0     2     |
از این دستانا توی ایران زیاده لطفا سایتتون با این ماجراها خراب نکنید

ناشناس
|    | 1397/1/27 - 12:55 |     1     0     |
مگه نارو زدن مرد به زن میشه خیانت ؟نه بابا تیترو عوض کن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  کنگ‌زنی‌ساخت‌بیمارستان‌جدید بندرعباس  
  فعالیت 3 هزار جهادگر هرمزگانی در دوران دفاع مقدس/ جهادگران مظلوم‌ترین گروه در جبهه‌ها بودند
  اظهارات تند و تیز نمایندگان در مراسم تجلیل از تولیدکنندگان نمونه کشاورزی هرمزگان
  پالایشگاه نفت ستاره خلیج‌فارس، بیمارستان 270 تخت خوابی بندرعباس را می‌سازد
  جزئیات تازه از کارتخوان‌های جدید سوخت
  شبیخون ارزی تاریخی به جیب یک ملت!
  کشف بیش از ۳۲ تن انواع مواد مخدر در کشور در دو هفته/ سهم 42 درصدی 3 استان کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان
  نمایندگان مجلس به دیدار رهبری می‌روند
  شورای رقابت: ترامپ، قیمت خودرو را گران کرد!
  کشف ۲۴هزار لیتر سوخت قاچاق در بندرخمیر
  ویزای اربعین امسال حذف نخواهد شد
  ارز ۴۲۰۰ تومانی به سه اولویت محدود شد
  سودجویان اقتصادی آماده برخورد قاطع مالیاتی باشند
  سالگرد حمله موشکی سپاه به داعش  
 
پر بحث ترین ها
  تیپ‌ متفاوت آذری جهرمی وزیر ارتباطات در راهپیمایی روز قدس  
  هواشناسی: گرمای هوا امروز 19 خرداد تشدید می‌شود/ غرب هرمزگان در انتظار وزش بادهای شدید باشند
  خبر خوش دولت برای شاغلان و بازنشستگان
  چرا ایرانیان ناراضی هستند؟
  جزئیات ثبت‌نام دانش‌آموزان در سال‌تحصیلی‌آینده
  ساعت کاری دستگاه‌های اجرایی هرمزگان دوباره تغییر کرد
  خودروهای پلیس امارات‎  
  شورای رقابت: ترامپ، قیمت خودرو را گران کرد!
  بوئینگ: یک هواپیما هم به ایران تحویل نمی دهیم
  تصویر جالبی از حاشیه نشست سران گروه 7  
  پیکر شهید مدافع حرم، خلیل تختی نژاد ساعاتی پیش وارد تهران شد
  اجرای طرح اصلاح نژاد بز‌های تالی در هرمزگان
  ‍ توئیتر به زودی رفع فیلتر می‌شود  
  جزئیات کشف یک محموله بی‌سابقه قاچاق سوخت در بندرعباس (+جزئیات)
  پخت حلیم عید فطر در سیاهو  
  پیروزی پرگل شهرداری بندرعباس مقابل رقیب آبادانی  
  مراسم دید و بازدید عید فطر در جمع بومیان کیش  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار