صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
دوشنبه، 3 اردیبهشت 1397 - 21:40   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  آیا رئیس‌جمهور به بهانه دفاع از «ارتش»، «سپاه» را تخریب کرد؟!
  کاشت نهال به مناسبت هفته سلامت در اطراف خانه ووشو در بندرعباس
  دیدار مدیر بنادر باهنر و شرق هرمزگان با سردار ترابی  
  تخفیف ۲۰ درصدی سود بازرگانی و عرضه سوخت با نرخ داخلی به ملوانان
  بهره‌برداری فاز اول اولین شهرک تخصصی دریایی در نیمه اول سال‌جاری
  هرمزگان در وضعیت بحرانی تأمین آب شرب/ خشک‌سالی امسال فراتر از پیش‌بینی‌های موجود است
  استعلام آخرین مالک تلفن همراه در سامانه همتا
  زمان پرداخت وام اشتغال روستایی اعلام شد
  عوارض جایگزین نقل و انتقال املاک ابطال شد
  روزانه چند نوزاد در کشور متولد می‌شوند؟
  آخرین مهلت مراجعه زائران حج جهت معاینات پزشکی
  ایران رئیس اجلاس نیروهای‌دریایی اقیانوس هند شد
  آغاز انتخاب رشته داوطلبان دکتری از امروز
  راه‌اندازی شعب ویژه رسیدگی به‌منظور حمایت از سرمایه‌گذاری مشروع
  خبر خوش به صاحبان سهام عدالت
- اندازه متن: + -  کد خبر: 36146صفحه نخست » آخرین اخبارپنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 12:24
ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
روزنامه ایران زندگی زنی را که شوهرش به او خیانت کرده، گزارش کرده است.
  

در این گزارش آمده است:
 
«آرش» دوست برادرم بود، او را خوب می‌شناختم و از مشکلات زندگی‌اش باخبر بودم. چند ماه پس از جدایی از همسر اولش به خواستگاری‌ام آمد. خانواده‌ام او را قبول داشتند و می‌گفتند بعد از نامزدی ناموفقی که داشتم «آرش» می‌تواند گزینه مناسبی باشد! مراسم خواستگاری و عقد ما در زمان کوتاهی انجام شد و تاریخ عروسی‌مان را نیز تعیین کردیم. همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» می‌گذشت بیش از حد به او علاقه‌مند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از 20 بار به او زنگ می‌زدم یا برایش پیامک می‌فرستادم.
 
آن شب شوم هم در خانه تنها بودم که دلم هوایش را کرد. خواستم با او تماس بگیرم اما ساعت از نیمه شب گذشته بود. برای اینکه مطمئن شوم بیدار است برایش پیامک عاشقانه‌ای فرستادم، پیام ارسال شد. اما هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که گوشی‌ام زنگ خورد. عکس «آرش» روی صفحه آمد. سریع دکمه سبز گوشی را زدم که صدای جیغ و فریاد زن جوانی شوکه‌ام کرد. او مدام فریاد می‌زد: «این وقت شب با شوهر من چه کار داری؟...» او حتی اجازه نمی‌داد من حرف بزنم. بد و بیراه می‌گفت، آنقدر عصبانی بود که حتی نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم. با شنیدن کلمات آن زن خشمگین، بی‌اختیار گریه می‌کردم. باور اینکه «آرش» به من خیانت کرده بیشتر شبیه کابوس بود. صبح روز بعد با آن زن در پارکی قرار گذاشتم. زودتر از ساعت قرارمان خودم را رساندم. هزار فکر و خیال عجیب در سرم بود. با اینکه نمی‌خواستم خیانت «آرش» را باور کنم اما دوست داشتم بدانم آن زنی که او به من ترجیح داده چه کسی است.
 
مانند دیوانه‌ها راه می‌رفتم. هر زن جوانی را که می‌دیدم دلم فرو می ریخت، تپش قلب گرفته بودم. زمان آنقدر کند می‌گذشت که هر دقیقه مانند یک ساعت سپری می‌شد. این انتظار طولانی و دیوانه‌کننده ساعت 11 صبح به پایان رسید.
 
زن ریزنقش با صورتی ظریف و زیبا به سمتم آمد. با وجودی که مطمئن نبودم خودش باشد اما حسی عجیب مرا به سوی او می‌کشاند. ناخواسته از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم. عینک آفتابی زده بود و نمی‌توانستم متوجه زاویه نگاهش شوم. چند قدمی با هم فاصله داشتیم که پرسید: «شما، «ترنم» هستید؟» با شنیدن نام خودم از زبان او، اشک هایم سرازیر شد. انگار باید باورم می‌شد که آشیانه خوشبختی‌ام ویران شده. «شیدا» در بحبوحه اختلاف‌های «آرش» و همسر اولش با او ازدواج کرده بود. اما به اصرار «آرش» پنهانی در خانه‌ای زندگی می‌کردند. دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم، به هق هق افتاده بودم. پس من زن سوم «آرش» بودم... آن لحظات تنها همه اتفاقات، چرب زبانی‌های «آرش» و وعده و وعیدهایش مانند فیلم از جلوی چشمانم می‌گذشت و تحمل این درد را برایم سخت‌تر می‌کرد.
 
باید کاری می‌کردم، ما فقط چند روز به عروسی‌مان مانده بود. بعد از آن نامزدی ناموفق، به هم زدن مراسم فقط آبروی من و خانواده‌ام را می‌برد. اما باید انتخاب می‌کردم؛ زندگی به‌عنوان زن سوم یا تحمل حرف و حدیث‌های تمام نشدنی فامیل و اقوام...هنوز اعضای خانواده‌ام از این ماجرا خبر نداشتند و من هم نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. یک روز بعد دوباره زن آرش به من زنگ زد. او هم حالش بهتر از من نبود و حوصله حرف زدن نداشت. تنها چند جمله گفت و قطع کرد: «خانم؛ من تصمیمم را گرفته‌ام و از «آرش» جدا می‌شوم. دیشب همه چیز را به او گفتم و قرار شد ماهانه یک ربع سکه به‌عنوان مهریه بدهد و از هم جدا شویم...» گناه «آرش» نابخشودنی بود اما با وجود همه آن اتفاقات دوستش داشتم. آن موقع احساس کردم بهترین کار این است که این راز را پیش خودم نگه دارم... مراسم ازدواج‌مان طبق برنامه پیش رفت و ما زیر یک سقف رفتیم اما بعد از آن اتفاق، فکر و خیال مانند خوره به جانم افتاده، به همه تلفن‌ها و پیام‌های «آرش» مشکوکم. می‌ترسم سرنوشت من هم مانند دو زن دیگرش شود. شب‌ها کابوس می‌بینم و شرایط هر روز برایم سخت‌تر می‌شود. نمی‌دانم چگونه باید از این شرایط خلاص شوم.

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
|    | 1397/1/26 - 07:55 |     0     2     |
از این دستانا توی ایران زیاده لطفا سایتتون با این ماجراها خراب نکنید

ناشناس
|    | 1397/1/27 - 12:55 |     1     1     |
مگه نارو زدن مرد به زن میشه خیانت ؟نه بابا تیترو عوض کن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  پالایشگاه ستاره خلیج فارس  
  ۵ میلیارد کمک به‌مسجدجامع‌ربطی‌به بودجه شهرداری ندارد/ این کمک از سوی سازمان امور مالیاتی کشور برای تکمیل مسجدجامع‌بندرعباس تخصیص یافته است
  خبر خوش به صاحبان سهام عدالت
  سعید مرتضوی در شمال کشور دستگیر شد
  دیدار مدیر بنادر باهنر و شرق هرمزگان با سردار ترابی  
  استعلام آخرین مالک تلفن همراه در سامانه همتا
  رهایی زندانی محکوم از مجازات قصاص
  زمان پرداخت وام اشتغال روستایی اعلام شد
  روزانه چند نوزاد در کشور متولد می‌شوند؟
  کاشت نهال به مناسبت هفته سلامت در اطراف خانه ووشو در بندرعباس
  عوارض جایگزین نقل و انتقال املاک ابطال شد
  آخرین مهلت مراجعه زائران حج جهت معاینات پزشکی
  بهره‌برداری فاز اول اولین شهرک تخصصی دریایی در نیمه اول سال‌جاری
  آغاز انتخاب رشته داوطلبان دکتری از امروز
 
پر بحث ترین ها
  تکذیب ماهیگیری چینی‌ها در خلیج‌فارس
  استان هرمزگان ۵۰ درصد نسبت به سایر کشور کمبود تخت بیمارستانی دارد
  ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
  کشف بیش از 49 تن پیاز قاچاق در جاسک
  ممنوعیت واردات و فروش کالا‌هایی با نشان تجاری عربستان و امارات در هرمزگان
  دیدار جمعی از پیشکسوتان هنر در هرمزگان با ابوطالب جوادی از مفاخر فرهنگی  
  احکام جدید اعضای هیات‌مدیره مناطق آزاد قشم و کیش/حذف ۳ هرمزگانی در ازای انتصاب دو هرمزگانی در ترکیب هیات‌مدیره‌ها
  برنامه امارات برای تجزیه یک کشور آفریقایی و ساخت پایگاه نظامی در کشور جدید!
  تأکید رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان بر حضور کشتی‌های خارجی در خلیج فارس
  رفیعی شهردار منطقه یک شد
  باغ پرندگان بندرعباس
  «علی کوچولو» به «من و تو» پیوست  
  کشف ۴۳۶ راس دام قاچاق در هرمزگان
  بحران کم‌آبی در هرمزگان وارد فاز جیره‌بندی شد/ بستک در صف اول بحران منابع آبی
  استقبال از ورود کشتی‌های بین‌المللی ‌گردشگری‌ به بنادر کشور/‌ فراهم‌سازی زیرساخت‌ها در کیش و قشم
  روش نامتعارف کاندیدای زن برای تبلیغات انتخاباتی!  
  شهید آوینی و انقلابی‌بودن
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار