صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
شنبه، 27 بهمن 1397 - 11:16   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  تکذیب صدور کارت کاغذی خودرو از سوی پلیس  
  عباس امینی درباره کلیپ هالیوودی‌اش: قبول دارم کار ناشیانه‌ای بود!
  برنامه‌های سفر دو روزه روحانی به هرمزگان اعلام شد/ دیدار مردمی: بندرلنگه 9 صبح یک‌شنبه 28 بهمن
  شنبه سراسر کشور بارانی است  
  خبرِ خوش به دارندگان سهام عدالت
  افزایش زباله‌های ساحلی یک بحران جدی برای بندرعباس بدنبال دارد/ هر 3 ورودی ساحل سورو مسدود می‌شود
  نگاهی به حواشی اینستکس اروپایی
  متوسط بارندگی‌های بهمن ماه جاری در هرمزگان اعلام شد
  افزایش قیمت نان در هرمزگان
  آمریکا 9 فرد و 2 مجموعه ایرانی را تحریم کرد+اسامی
  همایش بزرگ سادات شیعه و اهل سنت در هرمزگان برگزار شد  
  آیت‌الله نعیم‌آبادی: 100 میلیون "سید" در جهان داریم!
  افتتاح پایگاه هلال احمر در جزیره ابوموسی  
  پیام تسلیت رهبر انقلاب در حادثه تروریستی زاهدان
  سوله‌های ورزشی سپاه در اختیار مراسم‌های ازدواج قرار گیرد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 36146صفحه نخست » تازه ترین عناوینپنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 11:24
ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
روزنامه ایران زندگی زنی را که شوهرش به او خیانت کرده، گزارش کرده است.
  

در این گزارش آمده است:
 
«آرش» دوست برادرم بود، او را خوب می‌شناختم و از مشکلات زندگی‌اش باخبر بودم. چند ماه پس از جدایی از همسر اولش به خواستگاری‌ام آمد. خانواده‌ام او را قبول داشتند و می‌گفتند بعد از نامزدی ناموفقی که داشتم «آرش» می‌تواند گزینه مناسبی باشد! مراسم خواستگاری و عقد ما در زمان کوتاهی انجام شد و تاریخ عروسی‌مان را نیز تعیین کردیم. همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» می‌گذشت بیش از حد به او علاقه‌مند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از 20 بار به او زنگ می‌زدم یا برایش پیامک می‌فرستادم.
 
آن شب شوم هم در خانه تنها بودم که دلم هوایش را کرد. خواستم با او تماس بگیرم اما ساعت از نیمه شب گذشته بود. برای اینکه مطمئن شوم بیدار است برایش پیامک عاشقانه‌ای فرستادم، پیام ارسال شد. اما هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که گوشی‌ام زنگ خورد. عکس «آرش» روی صفحه آمد. سریع دکمه سبز گوشی را زدم که صدای جیغ و فریاد زن جوانی شوکه‌ام کرد. او مدام فریاد می‌زد: «این وقت شب با شوهر من چه کار داری؟...» او حتی اجازه نمی‌داد من حرف بزنم. بد و بیراه می‌گفت، آنقدر عصبانی بود که حتی نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم. با شنیدن کلمات آن زن خشمگین، بی‌اختیار گریه می‌کردم. باور اینکه «آرش» به من خیانت کرده بیشتر شبیه کابوس بود. صبح روز بعد با آن زن در پارکی قرار گذاشتم. زودتر از ساعت قرارمان خودم را رساندم. هزار فکر و خیال عجیب در سرم بود. با اینکه نمی‌خواستم خیانت «آرش» را باور کنم اما دوست داشتم بدانم آن زنی که او به من ترجیح داده چه کسی است.
 
مانند دیوانه‌ها راه می‌رفتم. هر زن جوانی را که می‌دیدم دلم فرو می ریخت، تپش قلب گرفته بودم. زمان آنقدر کند می‌گذشت که هر دقیقه مانند یک ساعت سپری می‌شد. این انتظار طولانی و دیوانه‌کننده ساعت 11 صبح به پایان رسید.
 
زن ریزنقش با صورتی ظریف و زیبا به سمتم آمد. با وجودی که مطمئن نبودم خودش باشد اما حسی عجیب مرا به سوی او می‌کشاند. ناخواسته از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم. عینک آفتابی زده بود و نمی‌توانستم متوجه زاویه نگاهش شوم. چند قدمی با هم فاصله داشتیم که پرسید: «شما، «ترنم» هستید؟» با شنیدن نام خودم از زبان او، اشک هایم سرازیر شد. انگار باید باورم می‌شد که آشیانه خوشبختی‌ام ویران شده. «شیدا» در بحبوحه اختلاف‌های «آرش» و همسر اولش با او ازدواج کرده بود. اما به اصرار «آرش» پنهانی در خانه‌ای زندگی می‌کردند. دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم، به هق هق افتاده بودم. پس من زن سوم «آرش» بودم... آن لحظات تنها همه اتفاقات، چرب زبانی‌های «آرش» و وعده و وعیدهایش مانند فیلم از جلوی چشمانم می‌گذشت و تحمل این درد را برایم سخت‌تر می‌کرد.
 
باید کاری می‌کردم، ما فقط چند روز به عروسی‌مان مانده بود. بعد از آن نامزدی ناموفق، به هم زدن مراسم فقط آبروی من و خانواده‌ام را می‌برد. اما باید انتخاب می‌کردم؛ زندگی به‌عنوان زن سوم یا تحمل حرف و حدیث‌های تمام نشدنی فامیل و اقوام...هنوز اعضای خانواده‌ام از این ماجرا خبر نداشتند و من هم نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. یک روز بعد دوباره زن آرش به من زنگ زد. او هم حالش بهتر از من نبود و حوصله حرف زدن نداشت. تنها چند جمله گفت و قطع کرد: «خانم؛ من تصمیمم را گرفته‌ام و از «آرش» جدا می‌شوم. دیشب همه چیز را به او گفتم و قرار شد ماهانه یک ربع سکه به‌عنوان مهریه بدهد و از هم جدا شویم...» گناه «آرش» نابخشودنی بود اما با وجود همه آن اتفاقات دوستش داشتم. آن موقع احساس کردم بهترین کار این است که این راز را پیش خودم نگه دارم... مراسم ازدواج‌مان طبق برنامه پیش رفت و ما زیر یک سقف رفتیم اما بعد از آن اتفاق، فکر و خیال مانند خوره به جانم افتاده، به همه تلفن‌ها و پیام‌های «آرش» مشکوکم. می‌ترسم سرنوشت من هم مانند دو زن دیگرش شود. شب‌ها کابوس می‌بینم و شرایط هر روز برایم سخت‌تر می‌شود. نمی‌دانم چگونه باید از این شرایط خلاص شوم.

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
|    | 1397/1/26 - 06:55 | |
از این دستانا توی ایران زیاده لطفا سایتتون با این ماجراها خراب نکنید

ناشناس
|    | 1397/1/27 - 11:55 | |
مگه نارو زدن مرد به زن میشه خیانت ؟نه بابا تیترو عوض کن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  شنبه سراسر کشور بارانی است  
  همایش بزرگ سادات شیعه و اهل سنت در هرمزگان برگزار شد  
  روحانی یک‌شنبه بازهم به هرمزگان می‌آید
  متوسط بارندگی‌های بهمن ماه جاری در هرمزگان اعلام شد
  توزیع 10 تن ماهی قاچاق کشف‌شده با نصف قیمت بازار در قشم  
  محسن رضایی: بزودی آمریکایی‌ها از مواضع‌شان بر علیه ایران عقب نشینی خواهند کرد/ دوباره دنیا برای رابطه با ایران صف می‌کشد
  آمریکا 9 فرد و 2 مجموعه ایرانی را تحریم کرد+اسامی
  ورود پیکر شهدای ‌حادثه تروریستی به اصفهان  
  افزایش زباله‌های ساحلی یک بحران جدی برای بندرعباس بدنبال دارد/ هر 3 ورودی ساحل سورو مسدود می‌شود
  افتتاح پایگاه هلال احمر در جزیره ابوموسی  
  آیت‌الله نعیم‌آبادی: 100 میلیون "سید" در جهان داریم!
  خبرِ خوش به دارندگان سهام عدالت
  نظر آشوری درباره عاملان حادثه تروریستی خاش
  وزیر‌اطلاعات: انتقام‌سختی از تروریست‌ها خواهیم‌گرفت
 
پر بحث ترین ها
  یک زن معاون استاندار هرمزگان شد
  دستور توقیف کشتی‌های ترال در محدوده غیرمجاز را صادر کرده‌ام
  وعده وزیر‌بهداشت درمورد هزینه‌های‌درمانی
  مدارس یکشنبه تعطیل نیست
  خور خوران دریچه نگاه دنیا به هرمزگان و بندر خمیر
  غلامعباس زائری:مسؤولان پاسخگوی مردم باشند
  مسؤولان این عکس را سر در اتاق‌شان نصب کنند!  
  چند درصد از مردم ایران اینترنت دارند؟
  دهه چهارم؛ دهه پیشرفت و عدالت
  عفو 50 هزار زندانی/ بسیاری آزاد و بسیاری مشمول کاهش میزان زندان می‌شوند
  صدور حکم پرونده قاچاق مکمل های دارویی/ 10 سال حبس و 15 میلیارد تومان جریمه نقدی
  یک مدیر دهه شصتی در هرمزگان منصوب شد
  مهندسان ایران در بندر شهید رجایی رکورد زدند
  گزینه سرمربیگری ایران به یکسال زندان محکوم شد!
  مراسم ترحیم پدر شهردار بندرعباس  
  مسیر راهپیمایی ۲۲ بهمن در بندرعباس اعلام شد
  تکذیب صدور کارت کاغذی خودرو از سوی پلیس  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار