صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
سه شنبه، 30 مرداد 1397 - 02:50   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  10 اثر تاریخی هرمزگان ثبت ملی شد
  آغازبکار ورزشکاران‌هرمزگانی در بازیهای آسیایی
  جاعل حرفه ای در بندرعباس دستگیر شد
  عکاس نامدار هرمزگان برای ادامه تحصیل عازم استونی شد
  احتکار در شرکت زیر مجموعه شستا  
  سیاست آمریکا جنگ‌افروزی و کشتار مسلمانان به‌دست یکدیگر است
  انتقاد شدید آیت‌الله مکارم از یک پلاکارد و تهدید رئیس‌جمهور
  مجلس بودجه دفاعی کشور را افزایش می‌دهد؟
  قمی جایگزین خاموشی در سازمان تبلیغات شد
  فرمانده جدید نیروی هوایی ارتش منصوب شد
  ایده فرش گل همچون فرش خاکی  
  پول دوره گرد چگونه بلای جان اقتصاد ایران شده است/ تجربه مهم چین و برزیل برای مقابله با بحران ارزی و پولی
  پیام سخنان رهبری چه بود؟
  افتتاح یک مدرسه توسط بانک اقتصاد نوین در یک روستای محروم در میناب
  زمان دومین شب فرهنگی هرمزگان در برج‌میلاد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 36146صفحه نخست » تازه های خبرپنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 12:24
ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
روزنامه ایران زندگی زنی را که شوهرش به او خیانت کرده، گزارش کرده است.
  

در این گزارش آمده است:
 
«آرش» دوست برادرم بود، او را خوب می‌شناختم و از مشکلات زندگی‌اش باخبر بودم. چند ماه پس از جدایی از همسر اولش به خواستگاری‌ام آمد. خانواده‌ام او را قبول داشتند و می‌گفتند بعد از نامزدی ناموفقی که داشتم «آرش» می‌تواند گزینه مناسبی باشد! مراسم خواستگاری و عقد ما در زمان کوتاهی انجام شد و تاریخ عروسی‌مان را نیز تعیین کردیم. همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» می‌گذشت بیش از حد به او علاقه‌مند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از 20 بار به او زنگ می‌زدم یا برایش پیامک می‌فرستادم.
 
آن شب شوم هم در خانه تنها بودم که دلم هوایش را کرد. خواستم با او تماس بگیرم اما ساعت از نیمه شب گذشته بود. برای اینکه مطمئن شوم بیدار است برایش پیامک عاشقانه‌ای فرستادم، پیام ارسال شد. اما هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که گوشی‌ام زنگ خورد. عکس «آرش» روی صفحه آمد. سریع دکمه سبز گوشی را زدم که صدای جیغ و فریاد زن جوانی شوکه‌ام کرد. او مدام فریاد می‌زد: «این وقت شب با شوهر من چه کار داری؟...» او حتی اجازه نمی‌داد من حرف بزنم. بد و بیراه می‌گفت، آنقدر عصبانی بود که حتی نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم. با شنیدن کلمات آن زن خشمگین، بی‌اختیار گریه می‌کردم. باور اینکه «آرش» به من خیانت کرده بیشتر شبیه کابوس بود. صبح روز بعد با آن زن در پارکی قرار گذاشتم. زودتر از ساعت قرارمان خودم را رساندم. هزار فکر و خیال عجیب در سرم بود. با اینکه نمی‌خواستم خیانت «آرش» را باور کنم اما دوست داشتم بدانم آن زنی که او به من ترجیح داده چه کسی است.
 
مانند دیوانه‌ها راه می‌رفتم. هر زن جوانی را که می‌دیدم دلم فرو می ریخت، تپش قلب گرفته بودم. زمان آنقدر کند می‌گذشت که هر دقیقه مانند یک ساعت سپری می‌شد. این انتظار طولانی و دیوانه‌کننده ساعت 11 صبح به پایان رسید.
 
زن ریزنقش با صورتی ظریف و زیبا به سمتم آمد. با وجودی که مطمئن نبودم خودش باشد اما حسی عجیب مرا به سوی او می‌کشاند. ناخواسته از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم. عینک آفتابی زده بود و نمی‌توانستم متوجه زاویه نگاهش شوم. چند قدمی با هم فاصله داشتیم که پرسید: «شما، «ترنم» هستید؟» با شنیدن نام خودم از زبان او، اشک هایم سرازیر شد. انگار باید باورم می‌شد که آشیانه خوشبختی‌ام ویران شده. «شیدا» در بحبوحه اختلاف‌های «آرش» و همسر اولش با او ازدواج کرده بود. اما به اصرار «آرش» پنهانی در خانه‌ای زندگی می‌کردند. دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم، به هق هق افتاده بودم. پس من زن سوم «آرش» بودم... آن لحظات تنها همه اتفاقات، چرب زبانی‌های «آرش» و وعده و وعیدهایش مانند فیلم از جلوی چشمانم می‌گذشت و تحمل این درد را برایم سخت‌تر می‌کرد.
 
باید کاری می‌کردم، ما فقط چند روز به عروسی‌مان مانده بود. بعد از آن نامزدی ناموفق، به هم زدن مراسم فقط آبروی من و خانواده‌ام را می‌برد. اما باید انتخاب می‌کردم؛ زندگی به‌عنوان زن سوم یا تحمل حرف و حدیث‌های تمام نشدنی فامیل و اقوام...هنوز اعضای خانواده‌ام از این ماجرا خبر نداشتند و من هم نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. یک روز بعد دوباره زن آرش به من زنگ زد. او هم حالش بهتر از من نبود و حوصله حرف زدن نداشت. تنها چند جمله گفت و قطع کرد: «خانم؛ من تصمیمم را گرفته‌ام و از «آرش» جدا می‌شوم. دیشب همه چیز را به او گفتم و قرار شد ماهانه یک ربع سکه به‌عنوان مهریه بدهد و از هم جدا شویم...» گناه «آرش» نابخشودنی بود اما با وجود همه آن اتفاقات دوستش داشتم. آن موقع احساس کردم بهترین کار این است که این راز را پیش خودم نگه دارم... مراسم ازدواج‌مان طبق برنامه پیش رفت و ما زیر یک سقف رفتیم اما بعد از آن اتفاق، فکر و خیال مانند خوره به جانم افتاده، به همه تلفن‌ها و پیام‌های «آرش» مشکوکم. می‌ترسم سرنوشت من هم مانند دو زن دیگرش شود. شب‌ها کابوس می‌بینم و شرایط هر روز برایم سخت‌تر می‌شود. نمی‌دانم چگونه باید از این شرایط خلاص شوم.

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
|    | 1397/1/26 - 07:55 | |
از این دستانا توی ایران زیاده لطفا سایتتون با این ماجراها خراب نکنید

ناشناس
|    | 1397/1/27 - 12:55 | |
مگه نارو زدن مرد به زن میشه خیانت ؟نه بابا تیترو عوض کن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  کاری زشت در مراسم تشییع جنازه  
  حواشی دیدار غیرمنتظره با شمخانی  
  احمدآبادی‌های میناب بدنبال تحول در محله  
  کدام بازیگر استعداد رضاصادقی را کشف کرد؟
  ایده فرش گل همچون فرش خاکی  
  پول دوره گرد چگونه بلای جان اقتصاد ایران شده است/ تجربه مهم چین و برزیل برای مقابله با بحران ارزی و پولی
  احتکار در شرکت زیر مجموعه شستا  
  قمی جایگزین خاموشی در سازمان تبلیغات شد
  انتقاد شدید آیت‌الله مکارم از یک پلاکارد و تهدید رئیس‌جمهور
  زمان دومین شب فرهنگی هرمزگان در برج‌میلاد
  فرمانده جدید نیروی هوایی ارتش منصوب شد
  عکاس نامدار هرمزگان برای ادامه تحصیل عازم استونی شد
  فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد برکنار شد
  افتتاح یک مدرسه توسط بانک اقتصاد نوین در یک روستای محروم در میناب
 
پر بحث ترین ها
  شورای نگهبان اصلاحیه قانون منع بکارگیری بازنشستگان را تایید کرد
  توضیحات استاندار درباره حضور چینی‌ها در آبهای هرمزگان/ کشتی‌ها تحت مالکیت ایرانی‌ها است
  جنجال لباس‌های وزیر ارتباطات در مراسم دلجویی از کیمیا علیزاده  
  تکمیل سالن ورزشی چندمنظوره باشگاه اروند سورو در بندرعباس تا دهه فجر  
  بطحائی: استفاده و عرضه اقلام خارجی در مدارس ممنوع
  عروسی بندری - عکاس: رهبر امامدادی
  نکبت‌زاده‌ها عامل مشکلات کشورند/ گردشگری هرمزگان هیچ زیرساختی ندارد/ خجالت می‌کشم در چشم مردم نگاه کنم
  افزایش ۷۰ درصدی نرخ پرواز‌های داخلی و ۱۰۰ درصدی خارجی‌ها
  استانداری اصفهان هواپیمایی قشم را خرید/ نمونه‌ای از کار اقتصادی کلان که باید از آن درس آموخت!
  جشن سنتی عروس و دامادهای بندری  
  جهانبخش معاون شهردار بندرعباس شد  
  همتی:حمایت از متقاضیان خرید شناورهای صیادی در آب‌های عمیق با پرداخت تسهیلات
  اتمام حجت استاد قنبر راستگو با مسئولین
  پراید ۴۳ و پژو ۷۰ میلیون می‌شود!
  آزادگان! سپاس که جسم و جوانی‌تان را برای ما گذاشتید!
  دستگیری 22 سارق سابقه‌دار در بندرعباس
  یارانه مرداد ماه، امشب واریز می‌شود
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار