صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
پنجشنبه، 4 بهمن 1397 - 15:00   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  راه اندازى کلاس‌هاى آموزشى ووشو در بشاگرد
  به توصیه‌های غربی‌ها اعتماد نکنید/ ما از شاگردی در علم ننگمان نمی‌آید، از «همیشه شاگرد ماندن» ننگمان می‌آید
  پیگیری برگزاری نمایشگاه سراسری کتاب در هرمزگان از سوی مدیرکل جدید ارشاد
  مگر سرطان قابل غربالگری است؟
  مراسم معارفه اکرمی در اراک
  دلیل تاخیر در صدور گواهینامه رانندگی چیست؟
  جدول ترسناک صعود قیمت خودرو در ۳ دولت اخیر
  36 صندوق خرد روستایی در شهرستان بندرعباس فعال است
  یک کشته در حریق خودروی حامل سوخت قاچاق
  بیشتر شناورهای بنادر هرمزگان چوبی هستند
  سازمان ویژه پیگیری امور زنان ایجاد می‌شود
  تداوم بچه بازی اداره برق/ حالا نوبت به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر پارسیان رسید!
  ایران با کدام ابزار می‌تواند ناو‌های آمریکایی را در خلیج فارس غرق کند؟
  استعفای معاون مطبوعاتی پذیرفته شد
  سرعت تغییرات نامطلوب زیست‌محیطی در ساحل شهر بندرعباس بالاست
- اندازه متن: + -  کد خبر: 36146صفحه نخست » تازه ترین عناوینپنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 11:24
ماجرای خیانت همزمان یک مرد به دو زن
روزنامه ایران زندگی زنی را که شوهرش به او خیانت کرده، گزارش کرده است.
  

در این گزارش آمده است:
 
«آرش» دوست برادرم بود، او را خوب می‌شناختم و از مشکلات زندگی‌اش باخبر بودم. چند ماه پس از جدایی از همسر اولش به خواستگاری‌ام آمد. خانواده‌ام او را قبول داشتند و می‌گفتند بعد از نامزدی ناموفقی که داشتم «آرش» می‌تواند گزینه مناسبی باشد! مراسم خواستگاری و عقد ما در زمان کوتاهی انجام شد و تاریخ عروسی‌مان را نیز تعیین کردیم. همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» می‌گذشت بیش از حد به او علاقه‌مند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از 20 بار به او زنگ می‌زدم یا برایش پیامک می‌فرستادم.
 
آن شب شوم هم در خانه تنها بودم که دلم هوایش را کرد. خواستم با او تماس بگیرم اما ساعت از نیمه شب گذشته بود. برای اینکه مطمئن شوم بیدار است برایش پیامک عاشقانه‌ای فرستادم، پیام ارسال شد. اما هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که گوشی‌ام زنگ خورد. عکس «آرش» روی صفحه آمد. سریع دکمه سبز گوشی را زدم که صدای جیغ و فریاد زن جوانی شوکه‌ام کرد. او مدام فریاد می‌زد: «این وقت شب با شوهر من چه کار داری؟...» او حتی اجازه نمی‌داد من حرف بزنم. بد و بیراه می‌گفت، آنقدر عصبانی بود که حتی نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم. با شنیدن کلمات آن زن خشمگین، بی‌اختیار گریه می‌کردم. باور اینکه «آرش» به من خیانت کرده بیشتر شبیه کابوس بود. صبح روز بعد با آن زن در پارکی قرار گذاشتم. زودتر از ساعت قرارمان خودم را رساندم. هزار فکر و خیال عجیب در سرم بود. با اینکه نمی‌خواستم خیانت «آرش» را باور کنم اما دوست داشتم بدانم آن زنی که او به من ترجیح داده چه کسی است.
 
مانند دیوانه‌ها راه می‌رفتم. هر زن جوانی را که می‌دیدم دلم فرو می ریخت، تپش قلب گرفته بودم. زمان آنقدر کند می‌گذشت که هر دقیقه مانند یک ساعت سپری می‌شد. این انتظار طولانی و دیوانه‌کننده ساعت 11 صبح به پایان رسید.
 
زن ریزنقش با صورتی ظریف و زیبا به سمتم آمد. با وجودی که مطمئن نبودم خودش باشد اما حسی عجیب مرا به سوی او می‌کشاند. ناخواسته از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم. عینک آفتابی زده بود و نمی‌توانستم متوجه زاویه نگاهش شوم. چند قدمی با هم فاصله داشتیم که پرسید: «شما، «ترنم» هستید؟» با شنیدن نام خودم از زبان او، اشک هایم سرازیر شد. انگار باید باورم می‌شد که آشیانه خوشبختی‌ام ویران شده. «شیدا» در بحبوحه اختلاف‌های «آرش» و همسر اولش با او ازدواج کرده بود. اما به اصرار «آرش» پنهانی در خانه‌ای زندگی می‌کردند. دیگر حرف‌هایش را نمی‌شنیدم، به هق هق افتاده بودم. پس من زن سوم «آرش» بودم... آن لحظات تنها همه اتفاقات، چرب زبانی‌های «آرش» و وعده و وعیدهایش مانند فیلم از جلوی چشمانم می‌گذشت و تحمل این درد را برایم سخت‌تر می‌کرد.
 
باید کاری می‌کردم، ما فقط چند روز به عروسی‌مان مانده بود. بعد از آن نامزدی ناموفق، به هم زدن مراسم فقط آبروی من و خانواده‌ام را می‌برد. اما باید انتخاب می‌کردم؛ زندگی به‌عنوان زن سوم یا تحمل حرف و حدیث‌های تمام نشدنی فامیل و اقوام...هنوز اعضای خانواده‌ام از این ماجرا خبر نداشتند و من هم نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. یک روز بعد دوباره زن آرش به من زنگ زد. او هم حالش بهتر از من نبود و حوصله حرف زدن نداشت. تنها چند جمله گفت و قطع کرد: «خانم؛ من تصمیمم را گرفته‌ام و از «آرش» جدا می‌شوم. دیشب همه چیز را به او گفتم و قرار شد ماهانه یک ربع سکه به‌عنوان مهریه بدهد و از هم جدا شویم...» گناه «آرش» نابخشودنی بود اما با وجود همه آن اتفاقات دوستش داشتم. آن موقع احساس کردم بهترین کار این است که این راز را پیش خودم نگه دارم... مراسم ازدواج‌مان طبق برنامه پیش رفت و ما زیر یک سقف رفتیم اما بعد از آن اتفاق، فکر و خیال مانند خوره به جانم افتاده، به همه تلفن‌ها و پیام‌های «آرش» مشکوکم. می‌ترسم سرنوشت من هم مانند دو زن دیگرش شود. شب‌ها کابوس می‌بینم و شرایط هر روز برایم سخت‌تر می‌شود. نمی‌دانم چگونه باید از این شرایط خلاص شوم.

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
|    | 1397/1/26 - 06:55 | |
از این دستانا توی ایران زیاده لطفا سایتتون با این ماجراها خراب نکنید

ناشناس
|    | 1397/1/27 - 11:55 | |
مگه نارو زدن مرد به زن میشه خیانت ؟نه بابا تیترو عوض کن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  استعفای معاون مطبوعاتی پذیرفته شد
  ایران با کدام ابزار می‌تواند ناو‌های آمریکایی را در خلیج فارس غرق کند؟
  تداوم بچه بازی اداره برق/ حالا نوبت به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر پارسیان رسید!
  دلیل تاخیر در صدور گواهینامه رانندگی چیست؟
  مراسم معارفه اکرمی در اراک
  36 صندوق خرد روستایی در شهرستان بندرعباس فعال است
  جدول ترسناک صعود قیمت خودرو در ۳ دولت اخیر
  پیگیری برگزاری نمایشگاه سراسری کتاب در هرمزگان از سوی مدیرکل جدید ارشاد
  بیشتر شناورهای بنادر هرمزگان چوبی هستند
  یک کشته در حریق خودروی حامل سوخت قاچاق
  مگر سرطان قابل غربالگری است؟
  سازمان ویژه پیگیری امور زنان ایجاد می‌شود
  به توصیه‌های غربی‌ها اعتماد نکنید/ ما از شاگردی در علم ننگمان نمی‌آید، از «همیشه شاگرد ماندن» ننگمان می‌آید
  راه اندازى کلاس‌هاى آموزشى ووشو در بشاگرد
 
پر بحث ترین ها
  ناگفته‌های اکرمی از 50 ماه معاونتش در استانداری هرمزگان
  اخلاقی پور از استانداری هرمزگان رفت/ پویافر از فرمانداری بندرعباس راهی اداره کل فرهنگی و اجتماعی استانداری شد
  انتقاد تابناک از وضعیت تبلیغات در بیلبوردهای شهری بندرعباس  
  در معارفه مدیرکل جدید ارشاد هرمزگان چه گذشت؟ از اظهارات مرادی و ذوالقدر تا نگاه استاندار به فرهنگ/ نمایشگاه کتاب هرمزگان هم برگزار می‌شود
  بندرعباس کلان شهر شد
  سایپا هم نرخ محصولاتش را افزایش داد+جدول
  دژگانی، محقق و نویسنده هرمزگانی درگذشت
  عیادت آشوری به همراه استاندار هرمزگان از بیماران در بیمارستان شهید محمدی  
  آلومینیوم المهدی به مپنا واگذار شد
  عربستان فروش مشروبات الکلی را آزاد می‌کند
  بازدید ناصر شریفی از ایزوایکو  
  ایران در لیست باهوش‌ترین‌کشورهای‌جهان نیست  
  قاچاق دام زنده 4.5 برابر شد
  چرا ارتش گوشت وارد می‌کند؟  
  توضیحات استاندار هرمزگان نسبت به انتصابات اخیر/ اکرمی: همتی همیشه تعریف مرا می‌کرد و کار با او خوشایند بود
  لیست قیمت‌های جدید محصولات سایپا  
  موسسات فرهنگی چقدر از دولت بودجه گرفتند؟  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار