صفحه اول    درباره ما    تماس    پیوندها  
پنجشنبه، 4 بهمن 1397 - 01:30   
  تازه ترین اخبار:  
آخرین عناوین
  راه اندازى کلاس‌هاى آموزشى ووشو در بشاگرد
  به توصیه‌های غربی‌ها اعتماد نکنید/ ما از شاگردی در علم ننگمان نمی‌آید، از «همیشه شاگرد ماندن» ننگمان می‌آید
  پیگیری برگزاری نمایشگاه سراسری کتاب در هرمزگان از سوی مدیرکل جدید ارشاد
  مگر سرطان قابل غربالگری است؟
  مراسم معارفه اکرمی در اراک
  دلیل تاخیر در صدور گواهینامه رانندگی چیست؟
  جدول ترسناک صعود قیمت خودرو در ۳ دولت اخیر
  36 صندوق خرد روستایی در شهرستان بندرعباس فعال است
  یک کشته در حریق خودروی حامل سوخت قاچاق
  بیشتر شناورهای بنادر هرمزگان چوبی هستند
  سازمان ویژه پیگیری امور زنان ایجاد می‌شود
  تداوم بچه بازی اداره برق/ حالا نوبت به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر پارسیان رسید!
  ایران با کدام ابزار می‌تواند ناو‌های آمریکایی را در خلیج فارس غرق کند؟
  استعفای معاون مطبوعاتی پذیرفته شد
  سرعت تغییرات نامطلوب زیست‌محیطی در ساحل شهر بندرعباس بالاست
- اندازه متن: + -  کد خبر: 38244صفحه نخست » تازه ترین عناوینچهارشنبه، 25 مهر 1397 - 17:57
اعترافات زنی که جسد شوهرش را در خانه دفن کرد
زنی که با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را فاش کرد
  

به گزارش مشرق، این زن 28 ساله که در حال فراهم کردن مقدمات خروج از کشور با صدور دستورات صریحی از سوی قاضی کاظم میرزایی در چنگ قانون گرفتار شده است، روز گذشته به تشریح جزئیات این جنایت وحشتناک پرداخت و گفت: اواخر سال گذشته با مهرداد (همدست متهم) که شاگرد میوه فروشی بود، آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم.

همسرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت و گاهی مرا کتک می زد! من هم با آن جوان 24 ساله مشکلاتم را در میان می گذاشتم تا این که روزی مهرداد گفت با چند نفر از دوستانش هماهنگ کرده که شوهرم را به کویت ببرند و من هم خوشحال بودم که از شر او خلاص می شوم! ولی مهرداد خیلی دروغگو بود و مثل آب خوردن دروغ می گفت. این حرفش هم عملی نشد تا این که روزی همسرم مرا کتک زد و دستم شکست. من بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. این گونه بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتیم. آن روز مهرداد برای خرید قرص برنج به پنجراه مشهد رفت ولی فروشنده از دادن قرص به او خودداری کرد. او دوباره با برداشتن کارت های شناسایی پدرش نزد فروشنده رفت و به هر طریقی بود قرص گرفت تا من آن را به همسرم بخورانم!

اوایل اردیبهشت بود که هنگام عصر، قرص ها را درون داروهای گیاهی معروف به «جوشانده» ریختم. البته اول قرص را پودر کردم تا به عنوان داروی سرماخوردگی به او بدهم ولی آن قرص هیچ اثری نکرد و همسرم مدام می‌گفت: چقدر بد مزه است! گفتم پس بقیه اش را نخور! وقتی موضوع را به مهرداد گفتم، او ناراحت شد و گفت: تو عرضه نداری! حق توست که این قدر زجر بکشی! ولی دوباره زنگ زد و از من خواست طنابی برای قتل همسرم آماده کنم تا او را خفه کند! من هم از داخل حیاط طناب پلاستیکی لباس ها را پاره کردم و به داخل خانه بردم. آن شب وقتی همسرم مواد مصرف کرد و همان جا خوابش برد، حدود ساعت یک بامداد با مهرداد تماس گرفتم. او آمد و از من خواست در همان حالت خواب، طناب را دور گردن شوهرم بیندازم تا آن را بکشد!

وقتی مهرداد داخل آشپزخانه رفت، من طناب را برداشتم که دورگردن همسرم بیندازم ولی ناگهان از خواب بیدار شد! من که ترسیده بودم طناب را پنهان کردم و گفتم: بخواب! چرا بیدار شدی؟ او گفت: کمی آب می خواهم! و خودش برای نوشیدن آب به آشپزخانه رفت که چشمش به مهرداد افتاد! در این لحظه شوهرم خشمگین به سمت من برگشت و چند تا مشت به سرم کوبید و سپس با مهرداد درگیر شد. مهرداد می گفت: من سفته از تو طلبکارم و برای صحبت درباره پول آمده ام! ولی همسرم دوید و چماقی را از روی زمین برداشت و چند ضربه به مهرداد زد! در این هنگام مهرداد از آشپزخانه بیرون آمد و طناب را دور گردن همسرم انداخت. وقتی همسرم حالت نیمه خمیده شده بود من هم ضربه ای محکم با چوب به سرش کوبیدم که دوباره مهرداد طناب را کشید تا این که احمد (مقتول) روی شکم به زمین افتاد. به توصیه مهرداد یک سرنگ خالی برداشتم و آمپول هوا به سینه اش زدم! در این هنگام پسر 10 ساله ام (امین) از خواب بیدار شد و این صحنه را  دید که به او تشر زدم به اتاق برود!

اعترافات زنی که جسد شوهرش را در خانه دفن کرد

آن شب جسد را درون حمام کشاندیم ، صبح پسرم را راهی مدرسه کردم و به او گفتم پدرش خوب شده و صبح از خانه بیرون رفته است! دچار عذاب وجدان شده بودم و از ابزارفروشی محل کلنگ و بیل خریدم تا جسد همسرم را دفن کنیم! ظهر همان روز وقتی پسرم از مدرسه بازگشت مبلغی پول به او دادم تا پسر کوچکم الیاس را به کلوب بازی های رایانه ای ببرد و همان جا ساندویچ بخورند و تا غروب بازنگردند! متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات هولناک خود اضافه کرد: با کمک مهرداد، گودالی در اتاق خواب کندیم و جسد را دفن کردیم. بعد از آن 16 روز در همان خانه ماندیم و در کنار یکدیگر زندگی می کردیم تا بتوانم پول رهن منزل را از صاحبخانه بگیرم.

به همین منظور نقشه ای کشیدم و مهرداد با تلفن همسرم با صاحبخانه تماس گرفت تا پول رهن را به من بدهد! او که خودش را به جای شوهرم جا زده بود چنین وانمود کرد که برادرش در تهران فوت کرده و او باید به تهران برود. سپس از صاحبخانه خواست که مبلغ رهن را به من بدهد! اما بعد از آن صاحبخانه پشیمان شد و گفت: این چه مراسمی است که این همه طول کشید! هر وقت شوهرت بازگشت پول رهن را می دهم در غیر این صورت مبلغ آن را به حساب دادگستری واریز می کنم! «ز- م» افزود: من دیگر نمی توانستم در آن خانه بمانم چرا که همسایگان به ماجرا مشکوک می شدند بنابراین تصمیم گرفتم به همراه مهرداد به خارج از کشور فرار کنیم.

این گونه بود که به یک مرکز کاریابی رفتیم تا ما را به ترکیه اعزام کند ولی متصدی کاریابی می گفت: الان سایت باز نمی شود و شما باید مدتی صبر کنید!

به همین دلیل به فکر اجاره کردن یک منزل دیگر افتادیم. من مقداری از طلاهایم را فروختم و دو میلیون هم مهرداد جور کرد تا این که منزلی را در خیابان شهید چراغچی 13 رهن و اجاره کردیم! ولی برای رفتن به خارج از کشور به پول بیشتری نیاز داشتم این بود که به روستایمان در شهرستان فاروج رفتم تا زمین ارثی را بفروشم! آن جا در پاسخ به سوال های پدرم گفتم شوهرم فردی را با میلگرد به قتل رسانده و اکنون لب مرز افغانستان است تا پول برایش بفرستم و بتواند از کشور فرار کند! با این حال مشتری برای خرید زمین پیدا نشد و من دوباره به مشهد بازگشتم! این درحالی بود که خانواده ام به اظهارات من درباره قتل مشکوک شده بودند و مدام تماس می گرفتند.

من هم دیگر به تلفن هایم پاسخ نمی دادم تا این که یک روز وقتی فرزندانم در کوچه بازی می کردند و من و مهرداد داخل خانه بودیم ناگهان پسر 10 ساله ام هراسان وارد حیاط شد و گفت: پدر بزرگ و دایی آمدند! من خیلی ترسیدم که منزل ما را پیدا کنند بلافاصله امین را برداشتم و به همراه مهرداد به پشت بام رفتیم. نردبان را هم بالا کشیدم تا کسی به پشت بام نیاید! برادرم با دیدن الیاس او را در آغوش گرفت و پسر چهار ساله ام در منزل ما را به آن ها نشان داد. ما که از پشت بام این صحنه را می دیدیم فقط خودمان را تا صبح روز بعد مخفی کردیم که آن ها ما را نبینند! در همین حال خانواده ام پسرم را با خودشان به محل سکونت برادرم در بولوار طبرسی بردند!

اعترافات زنی که جسد شوهرش را در خانه دفن کرد

من که نگران بودم چند بار با تاکسی دربستی به اطراف منزل برادرم رفتم تا اگر فرزندم را  دیدم او را با خودم ببرم ولی موفق نمی شدم تا این که با فروشنده مواد غذایی آشنا شدم و از او خواستم هر وقت پسرم را دید به من اطلاع بدهد. به او گفتم ماجرای خانوادگی است و نمی خواهم پسرم نزد پدرش باشد!! تا این که یک روز تماس گرفت و من به محل رفتم آن جا به خاطر این که شناسایی نشوم با ترفندی خاص از یک جوان موتورسوار خواستم پسرم را برایم بیاورد اما او می ترسید تا این که شماره تلفنم را به او دادم و مشخصات فرزندم را گفتم. او در کوچه با پسرکوچک دیگری بازی می کرد که آن جوان موتورسوار، او را نزد من آورد!

متهم این پرونده جنایی گفت: در حالی که پدرم به خاطر ربوده شدن پسرم شکایت کرده بود، اختلافاتی نیز بین من و مهرداد شکل گرفت و من به منزل یکی از دوستانم رفتم که همسرش در زندان بود! آن روز در حالت عصبانیت با گوشی به سرولب مهرداد زدم و گفتم می روم کلانتری و همه چیز را اعتراف می کنم. چرا که من نمی‌خواستم دیگر در کنار مهرداد باشم.

ولی مدارکم نزد او بود و نمی توانستم پول رهن خانه را بگیرم! تا این که روزی از منزل دوستم به مهرداد زنگ زدم. او مرا به خانه مادرش برد و چند روز در خانه مادر مهرداد بودیم اما او خیلی دروغ می گفت و من به هیچ وجه به حرف هایش اعتماد نمی کردم. می گفت: در یک باغ نگهبان می خواهند و ما به عنوان سرایدار می توانیم آن جا برویم ولی می دانستم دروغ می گوید.

بعد از این ماجرا بود که با یک راننده تاکسی آشنا شدم و برایش درد دل کردم. او هم مرا به خانه متروکه ای در اطراف روستای ده غیبی برد تا در آن جا برای مدتی زندگی کنم ولی چند روز بعد هنگامی که به همراه دو فرزندم در خانه نشسته بودم ناگهان کارآگاهان اداره جنایی آگاهی را بالای سرم دیدم و فهمیدم که همه چیز لو رفته است.

به دستور قاضی کاظم میرزایی، این زن 28 ساله با صدور قرار بازداشت موقت درحالی روانه زندان شد که محل دفن شوهرش را نیز به کارآگاهان نشان داد و جسد مقتول با تلاش نیروهای آتش نشان از زیر خاک های داخل اتاق بیرون کشیده شد.

سابقه خبر

 

حدود یک ماه قبل پیرمردی ماجرای ربوده شدن نوه چهار ساله اش را به پلیس گزارش کرد که پرونده ای با دستور سرهنگ بیات مختاری (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) در اداره جنایی تشکیل شد و گروه ورزیده ای از کارآگاهان اداره مبارزه با آدم ربایی به تحقیق در این باره پرداختند اما خیلی زود بررسی ها نشان داد که اثری از پدر کودک مذکور نیز وجود ندارد و کسی از اردیبهشت ماه او را ندیده است. این گونه احتمال وقوع جنایت قوت گرفت و قاضی کاظم میرزایی (قاضی ویژه قتل عمد) رسیدگی به این پرونده را عهده دار شد. طولی نکشید که با صدور دستورات ویژه و راهنمایی های قضایی، کارآگاهان با رصدهای اطلاعاتی عاملان این جنایت هولناک را شناسایی و دستگیر کردند.

 

منبع: روزنامه خراسان
   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پر بازدیدترین
  استعفای معاون مطبوعاتی پذیرفته شد
  تداوم بچه بازی اداره برق/ حالا نوبت به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر پارسیان رسید!
  نیمی از ثروت جهان در اختیار 26 نفر
  موسسات فرهنگی چقدر از دولت بودجه گرفتند؟  
  سرعت تغییرات نامطلوب زیست‌محیطی در ساحل شهر بندرعباس بالاست
  ایران با کدام ابزار می‌تواند ناو‌های آمریکایی را در خلیج فارس غرق کند؟
  دلیل تاخیر در صدور گواهینامه رانندگی چیست؟
  جدول ترسناک صعود قیمت خودرو در ۳ دولت اخیر
  بیشتر شناورهای بنادر هرمزگان چوبی هستند
  36 صندوق خرد روستایی در شهرستان بندرعباس فعال است
  یک کشته در حریق خودروی حامل سوخت قاچاق
  سازمان ویژه پیگیری امور زنان ایجاد می‌شود
  مراسم معارفه اکرمی در اراک
  پیگیری برگزاری نمایشگاه سراسری کتاب در هرمزگان از سوی مدیرکل جدید ارشاد
 
پر بحث ترین ها
  ناگفته‌های اکرمی از 50 ماه معاونتش در استانداری هرمزگان
  زمزمه‌های تغییر در فرمانداری بندرعباس و قشم
  اخلاقی پور از استانداری هرمزگان رفت/ پویافر از فرمانداری بندرعباس راهی اداره کل فرهنگی و اجتماعی استانداری شد
  انتقاد تابناک از وضعیت تبلیغات در بیلبوردهای شهری بندرعباس  
  در معارفه مدیرکل جدید ارشاد هرمزگان چه گذشت؟ از اظهارات مرادی و ذوالقدر تا نگاه استاندار به فرهنگ/ نمایشگاه کتاب هرمزگان هم برگزار می‌شود
  بندرعباس کلان شهر شد
  ادعای رضائیان: 70 درصد زیرساخت های صنایع دریایی ایران در ایزوایکو قرار دارد
  گزارش یک زمین‌خواری 5 میلیاردی در بندرعباس
  سایپا هم نرخ محصولاتش را افزایش داد+جدول
  دژگانی، محقق و نویسنده هرمزگانی درگذشت
  عیادت آشوری به همراه استاندار هرمزگان از بیماران در بیمارستان شهید محمدی  
  آلومینیوم المهدی به مپنا واگذار شد
  عربستان فروش مشروبات الکلی را آزاد می‌کند
  بازدید ناصر شریفی از ایزوایکو  
  قاچاق دام زنده 4.5 برابر شد
  توضیحات استاندار هرمزگان نسبت به انتصابات اخیر/ اکرمی: همتی همیشه تعریف مرا می‌کرد و کار با او خوشایند بود
  موسسات فرهنگی چقدر از دولت بودجه گرفتند؟  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© جنوب ایران 1391
info@jonoubiran.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار